صداي يكنواختي براي سه نسل،
- توضیحات
- دسته: Joomla!
- نمایش از یکشنبه, 19 دی 1389 16:41
- نوشته شده توسط Joomla!
- بازدید: 217
به مناسبت 77 سالگي لئونارد كوهن
|
«خيلي متاسفم كه هنوز زندهام.»، «هميشه ميدانستم خوانندهي خوشصدايي نيستم.» اينها جملاتي عجيب از خوانندهي سرشناس و پرطرفدار كانادايي است كه امروز پا به سن 77 سالگي ميگذارد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، لئونارد كوهن شاعر، ترانهسرا، خواننده و رماننويس كانادايي است كه با زندگي رنگارنگ خود بسياري را شيفتهي خود كرده است. او خوانندهاي است كه پس از سالها سكوت هنوز هم چندين ساعت قبل از اجرا با كسي حرف نميزند و از ترس ايجاد مشكل براي صدايش در اتاقش در هتل را قفل ميكند، اما به يكباره روش زندگياش را تغيير ميدهد و به ذن بودائيسم روي ميآورد. |
كوهن تقريبا يك دهه زودتر از «بيتلز» و «رولينگ استون» و يك دهه ديرتر از «الويس پريسلي» متولد شد. اما زمينهي زندگي خصوصي، اجتماعي و عقلاني او با تمام ستارگان راك در تمام نسلها متفاوت بوده، تاحدي كه او را نميتوان حتي با خوانندگان فولك همعصرش مقايسه كرد.
او تا اواسط دههي سوم عمرش ضبط ترانه را آغاز نكرد و اين زماني بود كه نوشتن چند كتاب را به اتمام رسانده بود. به عنوان يك رماننويس و شاعر، دستاوردهاي كوهن بسيار جلوتر از «باب ديلن» بود، اما صداي يكنواخت او شايد جذابيت كمتري نسبت به صداي ديلن دارد.
وي دربارهي صداي خود ميگويد: «آدمهاي زيادي تا به حال به من گفتهاند اين تارهاي صوتي كه صداي خاصشان حاصل سيگار و دود است، به درد آواز نميخورد. من هميشه ميدانستم خوانندهي خوشصدايي نيستم، ولي به قول يك دوست اگر ميخواهيم صداي آواز بشنويم، بايد برويم به اپراي متروپوليتن.»
هرچند او يكي از موفقترين ترانهسراها و خوانندگان اواخر دههي 60 نبود، اما بدون شك يكي از جذابترين و ديرپاترين آنها به شمار ميرود. او توانست حضور قابلتوجهي در دهههاي بعدي داشته باشد و موفق شد توجه منتقداني را كه ديگر به همنسلان او توجه خاصي نشان نميدادند همچنان به خود معطوف كند.
وي كه مجموعه آثارش بر سه نسل در سراسر جهان تاثير گذاشت، چندي پيش برندهي جايزهي «پرنس آستورياس» اسپانيا شد. هيات داوران اين جايزه كه از مهمترين جوايز ادبي كشور اسپانياست، دربارهي كوهن گفتند: «اين شاعر و خوانندهي 77 سالهي كانادايي تصويري آفريده كه در آن شعر و موسيقي در هم آميختهاند و به چيز گرانبهاي تغييرناپذيري بدل شدهاند.»
لئونارد کوهن در سال 1934، از يک خانوادهي متوسط يهودي در مونترال متولد شد. پدرش که تاجر پوشاک بود، در 9 سالگي کوهن درگذشت. او در محيطي مترقي رشد کرد که هرگونه بيان شخصي و اظهار وجود در آن، از سنين کودکي مورد تشويق قرار ميگرفت. هر چند کوهن در سن 13 سالگي براي به دست آوردن دل دخترکي جوان، گيتار به دست گرفت، اما يکي دو سال بعد به خواندن ترانههايش در کافههاي محل پرداخت.
او در رشته زبان انگليسي از دانشگاه «مکگيل» فارغالتحصيل شد و در سال 1955 يعني در سن 21 سالگي به خاطر نوشتههاي خلاقانهاش جايزهي ادبي «مك ناتون» را از آن خود کرد.
اولين کتاب اشعار کوهن با نام «بيا اساطير را مقايسه كنيم»، در سال بعد از آن منتشر شد و موفقيت بسياري در بين منتقدان کسب کرد. اين موفقيت با دو کتاب ديگر دنبال شد و به گفتهي خودش، انتشار دو کتاب بعدي او در كنار ارثيهي خانوادگي، امکانات مالي کافي براي يک زندگي راحت را در اختيارش قرار داد.
دو رمان به نامهاي «بازي محبوب» و «پاکباختگان زيبا» شهرت او را در ميانهي دههي 60 مستحکم كرد. در اين زمان حتي اشعاري که کوهن از سنين نوجواني سروده بود هم توجه عدهي بسياري را به خود جلب کرد. «جودي کالينز» که يکي از استعدادهاي درخشان موسيقي فولک در دههي 60 به شمار ميرفت، شعر «سوزان» کوهن را اجرا کرد که يکي از محبوبترين ترانههاي او شد، و نه تنها يکي از مورد درخواستترين ترانهها در پخش راديويي شد، بلکه تا امروز يکي از پرطرفدارترين آثار کالينز به شمار ميآيد. به اين ترتيب کالينز، کوهن را تشويق کرد تا در کار موسيقي فولک به او بپيوندد.
اولين حضور کوهن در صحنهي موسيقي، فستيوال موسيقي «فولک نيوپورت» در تابستان 1967، بود. اين حضور با دو کنسرت بسيار موفق در نيويورک و يک حضور براي اجراي اشعارش، در برنامهي «دوربين 3» تلويزيون «سي.بي.اس» دنبال شد.
«هله لويا» شعري معروف از كوهن است با تمي مذهبي كه تاكنون چندين نفر از جمله «جف باكلي» آن را اجرا كردهاند. اين ترانه يكي از محبوبترين اشعار كوهن است.
كوهن علاوه بر موسيقي خاص و منحصربهفرد و صداي يكنواختش، به انتخاب رنگ تيره براي لباسهايش و سرودن ترانههاي غمگين با تم عاشقانه و عميق مذهبي شهرت دارد.
وي هميشه در خلال صحبتهايش ميگويد كه در نزديكي خانهاش در مونترال كليسايي است كه به خاطر حس مقدس و خاص اطرافش او را هميشه جلب كرده و او سالهاي زيادي را در آن كليسا گذرانده است.
كوهن در ماه مي 2008 پس از 15 سال تصميم گرفت در لندن دوباره به روي سن برود و ميكروفن به دست بگيرد. در همين كنسرت به نقل خاطرهاي پرداخت و گفت: «روزي با استاد موسيقيام در كافه نشسته بوديم كه گفت، ببخشيد اگر هنوز زنده هستم. و حال من هم به همه شما طرفدارانم كه سه نسل صداي مرا زنده نگه داشتيد ميگويم كه، ببخشيد كه هنوز زنده هستم.» او تور جهاني خود را از فردريكتون آغاز كرد تا در آمريكاي شمالي، اروپا و انگلستان براي علاقهمندانش بخواند.
وي در سال 2009 بر اثر مسموميت غذايي روي صحنه از هوش رفت و در بيمارستاني در اسپانيا بستري شد و چند ماه بعد به دليل آسيبديدگي ستون فقرات مجبور به فيزيوتراپي شد و تور دور اروپاي خود را لغو كرد.
كوهن از سال 2008 حدود 200 كنسرت در كشورهاي مختلف جهان برگزار كرده است.
وي در مصاحبهاي با يك روزنامهي كانادايي دليل فعال شدنش پس از اين همه سال را تا حد زيادي مسائل اقتصادي دانست كه به وي يادآوري كرد در گذشته راههايي براي پول درآوردن بلد بوده است.
مدير برنامههاي او در پنج سالي كه كوهن در كاليفرنيا زير نظر استادي 88 ساله به آيين بودايي روي آورده بود، تمام پولهاي او را برداشت و فرار كرد.
او سالها سكوت كرده بود و تنها در كافهاي كه پاتوقش در مونترال بود ديده ميشد، اما پس از 15 سال تصميم گرفت بار ديگر جمعيت علاقهمندانش را به وجد آورد.
منبع : خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

